ترجمه يا از نو ترجمه كرد. اين تنها ترجمهاي است كه ميشناسم، ولي بايد به خاطر داشت كه يهوديان اسپانيا كمتر از همكيشان فرانسويشان به چنين ترجمههايي نيازمند بودند. در واقع، نه تنها برخي منجمان اسپانيايي عربي ميدانستند، بلكه بيشتر آن را به جاي عبري براي مقاصد علمي بهكار ميبردند.
اسحاق اسرائيلي كهين در سال 1310 در طليطله رسالهٴ مهم نجومي يِسُـد عُلَم را نوشت. اين رساله بسيار كامل و مطابق معمول داراي مقدمهاي در باب مثلثات و جدولهاي نجومي است و در اصل به عبري نوشته شده، ولي يوسف بن اسحاق، پسر موٴلف در حدود سال 1324 به تلخيص آن به زبان عربي پرداخت، كه براثر مرگش ناتمام ماند. به زودي اين خلاصه به عبري ترجمه شد و سليمان بن ابراهيم قُرقُس شرحي به عبري بر يِسُـد عُلَم
نوشت. كتاب نجومي ديگري به نام حِقة هه ـ شميم به يهودا بن عاشربن يحيئيل (متوفا 1349) يا نوهاش يهودا بن عاشر دوم (متوفا 1391) منسوب است. در اين ميان يوسفبن يوسف نحمياس
طليطلي، نورالعالم را به عربي نوشت، كه در همين قرن به عبري ترجمه شد. پيداست كه در اسپانيا، بهويژه در شهر بينالمللي و چندزبانهٴ طليطله، عربي هم مقام خودش را در برابر عبري داشته است.1
از قرار معلوم، اخترگويي و خرافات در شبهجزيرهٴ اسپانيا رايجتر از پرونس بود. داود بن يُـم طُب بن بلاي پرتغالي رسالهٴ زيانآوري را در باب خواص جادويي پوست مار از لاتيني به عبري ترجمه كرد و در باب اخترگويي در پزشكي به بحث پرداخت. آبنر (يا آلفونسوي) بورگوسي مرتد در برابر اسحاق بن پلقر از اخترگويي دفاع كرد. اسحاق بن پلقر در حمله به اصول اخترگويي به زبانهاي عبري و اسپانيايي، هر دو، ترديدي به خود راه نداده بود. رك گويي او در آثار سدههاي ميانه كمياب است (ايسيس 11، 172)، چون حتي كساني چون لاوي بن گرشن در ميان يهوديان، آگوستينوتريونفو از مسيحيان، در انتقاد از خرافات غالب و متداول خيلي محتاط بودند.
يهوديان هم مانند مسيحيان مشكلات تقويمي داشتند، گرچه علتش متفاوت بود. سال مسيحي در اصل خورشيدي است، گرچه براي عيد پاك و همهٴ عيدهاي متغير بايد حساب گردش ماه را داشته باشند. برعكس، سال يهود اساساً قمري است، ولي با اين همه، مستقل از خورشيد نيست. مشكل در هر دو مورد ناشي از ضرورت نگهداشتن وقت با دو تقويم آسماني ناهمآهنگ است. مسلمانان با استفاده از يكسال قمري محض (به جاي سال ((قراردادي))) از اين مشكلات خلاص شدهاند، آنان به دلخواه يكياز اين دو تقويم را كنار گذاشتهاند. براي برگرداندن عيد فصح به ماه خوشهچيني گندم (كه با خورشيد تعيين شده) و شروع شدن ابيب، يعني ماه